خرید بک لینک
امام على عليه السلام : دنيا، تجارت خانه اى است و سود يا زيان آن ، آخرت است.+ این روزها خیلی دارم درمورد مفهوم زمان و عُمری که داره همینطور بیهوده میگذره فکر می کنم... دو روزی که گذشت حال چندان طبیعی ای نداشتم و مجبور بودم وقتم رو به خوابیدن و استراحت کردن و کارهای ساده ای بگذرونم که فقط دردهام رو زیاد حس نکنم . شب موقع خواب خیلی برام دردناک و زجر آور بود که لحظات عمری که دیگه قابل برگشت نیست رو انقدر به بطالت گذروندم ...چرا همیشه دیر می فهمم؟ چرا همیشه آخر شب ها وقتی روزم به انتها رسیده و گذشتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

+ گاهی یک جمله به ظاهر ساده می تونه طوری در زندگی ما تاثیر بزاره که واقعا عجیب و غریب باشه ...روزی در یک کانال آموزش آبرنگ جمله ای دیدم که گویا خود صاحب کانال این جمله رو از یک پادکست یا ویدئو روانشناسی دیده بودند متاسفانه اسم اون شخص که کلام اصلی از ایشون هست رو به یاد ندارم . به هر حال من خودم هر وقت دارم کاری رو انجام میدم برای اینکه بفهمم الان نهایت تلاشم رو کردم و دیگه وقت توکل کردن هست یا نه اول این سوال رو از خودم می پرسم ...مثل زمانی می مونه که می خوایم یک وسیله رو از قفسه های بالای کمدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

از آنچه نمى دانى پيروى مكن ، چرا كه گوش و چشم و دلها همه مسئولند! سوره اسراء - آیه 36 + همچنان در تفسیر سوره زیبای اسراء هستم و از معانی زیبای قرآن لذت می برم ...من واقعا خیلی کم در زندگیم معنی قرآن رو خوندم و از این بابت خیلی پشیمونم ...از وقتی شروع به خوندن قرآن با معنی و در کنارش تفسیر آیات کردم کاملا تمام جهانم تغییر کرده ... خیلی از سوالاتی که در ذهنم داشتم واقعا پاسخ داده شدند ...چقدر در دین زیبای ما به مطالعه کردن ، تفکر کردن و تحقیق درمورد مطالب و بعد با آگاهی تصمیم گرفتن تاکید شده ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

کسی که موثر واقعی را در جهان هستی تنها خدا می داند به غیر او تکیه نخواهد کرد ...

+ این چند روز ؛ روزهای آشفته ای داشتم تا اینکه به لطف خدا تونستم راه حل مشکلم رو پیدا کنم و آشفتگی ها و طوفان های ذهنم فعلا به دریای آرامش رسیدند.

تو تنها نیستی... خدا همیشه هست ...

چقدر خوبه که خدا همیشه هست ...♥

+ امیدوارم تونسته باشم درسی که قرار بود از دل این آشفتگی ها یادبگیرم رو بفهمم و بهش عمل کنم ♥

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

به یاد داشته باشید ، وقتی به چیزی می گویید " بله " ، در عین حال به چیز دیگری می گویید " نه " .اگر یک کار قابل انجام دادن است ، به این معنی نیست که باید انجام شود . باید هشیار باشیم و به طور مداوم تعهدات خود را اصلاح کنیم تا بتوانیم وقت و انرژی خود را روی چیزهایی که واقعا مهم هستند متمرکز کنیم ...+ جملاتی از کتاب " برنامه ریزی به روش بولت ژورنال "+ در تاریخ 5/5/5 فقط به این فکر می کردم که چقدر زود عمرمون در حال گذر کردن هست و چقدر زمان کم داریم و چقدر همین زمان کم رو داریم بسیار زیاد هدر میدیم .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

امام على عليه السلام:هر كس دين خود را از دهان مردم بگيرد، [همان] مردم، او را از دين بر مى گردانند و هر كس دين خود را از قرآن و سنّت رسول خدا صلي الله عليه و آله فراگيرد، كوه ها از بين مى روند، ولى ايمان او ماندگار است. + همیشه افسوس می خورم که به عنوان کسی که شناسنامه ای و اسما شیعه هستم چرا انقدر کم به احادیث و سخنان امامان توجه دارم ...الحمدالله چند وقتی هست به لطف خدا توفیق خوندن نهج البلاغه و صحیفه سجادیه نصیبم شده و کم کم دارم احادیث رو هم مطالعه می کنم .صحیفه سجادیه فوق العاده است ... با ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

امام کاظم علیه السلام:+ من از شروع تیر هفته های شلوغی رو سپری کردم . شلوغ از نظر فشردگی برنامه ریزی و کارهایی که باید انجام می دادم . اواخر خرداد مدرسه رفتن ها تموم شد و فشار کاری زیادی که داشتم و بار مسئولیتم کمی از روی دوشم برداشته شد ... به همین دلیل سعی کردم از سه ماهی که برای استراحت وقت دارم نهایت استفاده رو کنم . برنامه های شخصیم رو پیش ببرم ، دوره های آموزشی مورد نیازم رو شرکت کنم ، برای سال تحصیلی آینده برنامه ریزی کنم و... پس یک برنامه ی فشرده برای خودم چیدم که هر روز باید لیست بلند باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

ساعت 9:20 دقیقست و من هنوز اینجام -_- مغز جان! خواهشا برو ! تقصیر من نیست که دیروز یه کتاب شروع کردی و نتونستی بزاری زمین و تا آخر روز یه ضرب خوندیش و الان وقت هیچکاری رو نداری و دوتا ارائه و دوتا امتحان رو دستت مونده پس لطفا الان فقط برو. برو از بلاگفا بیرون برو تا کم کم ازت عصبانی نشدم و ازت بدم نیومده ! خواهش می کنم بعد دهن خودت سرویس می شه هااا لطفااااا پ.ن : دیگه هیچوقت وسط درس و دانشگاه کتاب جدید پر صفحه شروع نکن خواهشا :| انیمه ی پر فصل هم همینطور

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

امروز ارائه دارم :/ دارم از استرس رسما می پوکم همیشه وقتی می رم جلوی کلاس صدام عین بید مجنون شروع می کنه به لرزیدن نمیدونم پاورمم خوبه یانه چون استادمون گفت اصلا عکس نزارین و خیلی تزئینش نکنین و من همیشه پاورام پر از عکس و انواع افکت ها و نمودارها و آیکن ها بوده و اون اولش که سادگی پاورمون رو دیدم قشنگ پلک چشم چپم شروع به پریدن کرد و تا شب درست نشد نمی دونم چه کنم کاش خوب باشه کاش سوتی ندم کاش صدام باهام همکاری کنه صداجون لطفااا لطفا نلرز باشه ؟ باشه ؟

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

منم باید عدد بزارم واسه عنوان هام اینجوری نمی شه حس می کنم اینجوری عنوان نوشتن در حد زیادی، ضایعست :/ عاقا امروز خیلی ساعت زود گذشت من هنوز حوصله ندارم برم دانشگاه :") هعی دیروز دو سوال از امتحان تاریخمو جواب ندادم ؛ باورم نمیشه 8 صفحه از حدود 100 صفحه رو نخونده بودم و از همون 8 صفحه دو سوال اومد -_- بیخیال برم کم کم حاضر بشم امروز قراره کلی استرس بکشم چون نمره های امتحان پاتو قراره اعلام بشه*هق* خودم که فکر می کنم خوب دادم یعنی خیلی داغون نبود ولی با

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

استادمون یه بار گفت از یه کلاس مثلا 20 نفری فقط 2 نفر هستن که واقعا خاص هستن و زندگیشون با تلاش هاشون در آینده از بقیه جدا می شه و بقیه او 18 نفر کاملا معمولی میمونن و یه زندگی کلیشه ای رو ادامه میدن امیدوارم هرکسی که این وبلاگ رو میخونه نفر خاص کلاسش باشه و در آینده بدرخشه . فقط بدونین که تلاش کردن و بلند شدن بعد از زمین خوردن و دویدن و دویدن و خسته نشدن کلید کاره برنامه ریزی داشته باشین و از همه مهمتر وقت تلف نکنید فقط یک 14 آذر 1401 وجود داره ودیگه

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

شدیدا هوس چیپس سرکه ای کردم ولی حوصله ندارم برم بخرم :| بماند که تازگیا معدمم باهام راه نمیاد باز من 3 قسمت سریال پشت سر هم دیدم و بی حوصله شدم ای بابا من نمی دونم فازم چیه که میرم کلی مسئولیت قبول میکنم ولی بعدش تنبلیم می شه انجامشون بدم و همرو میندازم دقیقه 90 و بعد دهنم سرویس می شه و هر دفعه همین چرخه معیوب رو تکرار می کنم -_- کاش یه جورایی معجزه وار می شد اخلاقای بد رو دود کرد رفت هوا چرا انقدر تغییر سخته ؟

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

چگونه به عمر هدر رفته اش می گفت تمام راه را به خطا آمده ؟ آیا از این دهشناک تر چیزی بود...؟ +مواظب باش! یه زمانی می رسه که پشیمونی فایده نداره زمان هم به عقب بر نمی گرده +خسته نشو تو می تونی ♥

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

باورم نمیشهههههههههه سه تا بیماری بود ما هم سه نفر بودیم میخواستیم برای ارائه تقسیمش کنیم بعد من چی کار کردم ؟ من احمق بدون اینکه برم پی دی افش رو ببینم گفتم بیاین کار رو سخت نکنیم سه نفریم ، هر نفر یه بیماری رو پاور کنه بعد تهش همرو یکی کنیم تا اینجا اوکی بود اما نمی دونم فازم اون لحظه چی بود که یهو گفتم خب! پس سل با من! حالا امروز که نگاه کردم میبینم اون دو بیماری دیگه هر کدوم 6 صفحه است و من احمق باید 12 صفحه رو پاور کنم چرااااا آخهههههه واقعا من چمه :/

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

می گن دو دسته آدم توی دنیا هستن که خیلی خوشبحالشونه اول اونایی که تا بالش دستشون میگیرن خوابشون میبره دوم اونایی که هر چی می خورن چاق نمی شن و یک دسته هم من می خوام اضافه می کنم : سوم دانشجوهایی که سوتی نمیدن

برچسب: نویسنده: آناهیتا نعمتی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:48

صفحه بندی